پرواز
پرواز
همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستيکه هنوز من نبودم که تو در دلم نشستي
تو نه مثل افتابي که حظور و غيبت افتد
ديگران روند و ايند و تو همچنان که هستي
تو اگه پرنده باشي چشاي من اسمونهراز پر کشيدنت رو کسي جز من نميدونه
واسه من سخته که بي تو بنويسم مشق پرواز
با صداي ساز خسته تر کنم دل بوي اواز
من و تو گرچه اسيريم حيفه از غصه بميريم
بيا تا اخر دنيا بشينيمو پرنگيريم
جاي پر زدن زمين نيست توي قلب اسمونه
قصه مرگ و جدايي تو کتابا جا ميمونه
نگو عمرمون تموم شد نگو ديگه هم دمي نيست
بيا فردا رو بسازيم اين که فرصت کمي نيست
اشک پاکتو نگه دارواسه غسل تن پرواز
زنده کن صداي سازو که رسيده وقت پرواز !!
+ نوشته شده در بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 9:41  توسط اقا حامد

